خانه
گاما

درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم انسانی و معارف

درس 6: پیامدهای جهان اجتماعی

بازدید98/5 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/25

آیا جهان اجتماعی صرفاً تابع خواست و ارادۀ افراد است؟

در درس‌های گذشته بیان شد که افراد انسانی با آگاهی و ارادۀ خود به کنش اجتماعی می‌پردازند و با همین کنش‌ها در ساختن جهان اجتماعی و تداوم آن مشارکت می‌کنند. آیا این بدان معناست که ما همواره می‌توانیم هرگونه بخواهیم جهان اجتماعی را بسازیم یا تغییر دهیم؟ یا اینکه جهان اجتماعی پیامدهایی دارد که بر اراده و فعاّلیت‌های ما تأثیر می‌گذارد؟

شاه انوشیروان به موسم دی / رفت بیرون ز شهر بهر شکار / در سر راه دید مزرعه‌ای / که در آن بود مردم بسیار / اندر آن دشت پیرمردی دید / که گذشته است عمر او ز نود / دانه جوز در زمین می‌کاشت / که به فصل بهار سبز شود / گفت کسری به پیرمرد حریص / که چرا حرص می‌زنی چندین؟ / پای‌های تو بر لب گور است / تو کنون جوز می‌کنی به زمین/ مرد دهقان به شاه کسری گفت / مردم از کاشتن زیان نبرند / دگران کاشتند و ما خوردیم / ما بکاریم و دیگران بخورند

ملک الشعرا بهار

یکی از جامعه‌شناسان به پرسش بالا این گونه پاسخ می‌دهد که سهم مردگان در ساختن جهان اجتماعی بیشتر از سهم زندگان است؛ یعنی سهم پیشینیان ما در ساختن جهان اجتماعی بیشتر از ماست. همچنان که سهم ما در ساختن جهان آیندگان بیش از آنهاست. شما چه فکر می‌کنید؟

کلاس درس خود را در نظر بگیرید و سهم خودتان، معاصران و پیشینیان را در شکل گیری آن، شناسایی کنید. سهم کدام یک قابل انکار است؟

بخوانیم و بدانیم: زندگی اجتماعی به مثابه گفت‌وگو

تصور کنید وارد یک اتاق پذیرایی می‌شوید. دیر رسیده‌اید. وقتی که وارد می شوید، دیگران پیش از شما آمده‌اند و درگیر بحثی داغ هستند که نمی‌توانند آن را حتی برای چند لحظه متوقف کنند و به شما بگویند که موضوع چیست. بحث، پیش از آنکه هر یک از افراد به آنجا رسیده باشند، شروع شده است و بنابراین هیچ یک از حاضران واجد شرایط لازم نیست که بتواند به شما بگوید این بحث از چه مراحلی گذشته است. مدتی می‌نشینید و گوش می‌دهید بعد به این نتیجه می‌رسید که رشتۀ بحث را فرا گرفته‌اید؛ آنگاه شما هم وارد بحث می‌شوید و نظر خودتان را می‌گویید. کسی به شما پاسخ می‌دهد؛ شما هم پاسخ او را می‌دهید. کسی دیگربه دفاع از شما بر می‌خیزد و یکی دیگر به صف طرف مقابل شما می‌پیوندد... . به هر صورت بحث پایان ناپذیر است. دیر وقت می‌شود و شما باید بروید، اما بحث و گفت‌وگو همچنان ادامه دارد.

جهان اجتماعی با آگاهی و ارادۀ افراد انسانی پدید می‌آید. ولی این پدیده، پس از آنکه با کنش انسان تحقق پیدا کرد، پیامدها و الزام‌هایی را به دنبال می‌آورد که وابسته به قرارداد و اراده تک‌تک افراد نیست. این پیامدها خود، موقعیت جدیدی (فرصت‌ها و محدودیت‌ها) را برای کنش‌ها و انتخاب‌های بعدی ما فراهم می‌آورد.

قبلا از تفاوت کنش انسان‌ها و فعّالیت حیوانات سخن گفتیم. یکی از تفاوت‌های ما و حیوانات، در خانه‌سازی آشکار می‌شود. حیوانات هم مثل ما انسان‌ها که به خانه و سرپناه نیاز داریم، به لانه و سرپناه احتیاج دارند. بیشتر حیوانات خانه می‌سازند. خانۀ حیوانات ممکن است در مکان، شکل، مصالح، استحکام و... با خانۀ انسان‌ها تفاوت‌هایی داشته باشد. ولی مهم‌ترین تفاوت خانه‌سازی انسان و حیوان در این است که انسان پس از ساختن خانه‌اش ناچار می‌شود متناسب با شرایط خانه، در خود و شیوۀ زندگی‌اش تغییر ایجاد کند. به همین دلیل شیوۀ زندگی انسان کوچ نشین، یک جانشین و شهرنشین متفاوت می‌شود.

فرصت‌ها و محدودیت‌ها
فرصت‌ها و محدودیت‌ها

جهان اجتماعی را می‌توان همچون خانه‌ای در نظر گرفت که انسان می‌سازد؛ ولی این خانه پس از ساخته شدن، الزام‌ها و پیامدهایی برای انسان پدید می‌آورد که رفتار و زندگی او را متأثر می‌سازد. ما انسان‌ها در جهانی دیده می‌گشاییم که توسط گذشتگان ما پدید آمده است؛ جهانی که باورها، ارزش‌ها، هنجارها و نمادهای آن شکل گرفته‌اند و به فعّالیت اجتماعی ما شکل می‌د‌هند؛ امّا هر یک از ما صرفاً کنش‌گری منفعل نیستیم بلکه می‌توانیم یا در جهت تداوم، گسترش و پیشرفت این جهان حرکت کنیم یا در مسیر حرکت به سوی جهان اجتماعی جدیدی گام برداریم. ساختن جهان اجتماعی جدید، نیازمند پیدایش و گسترش آگاهی و اراده‌ای نوین است و ممکن است جهان موجود از بسط آن جلوگیری کند.

هر جهان اجتماعی تا زمانی که از طریق مشارکت اجتماعی افراد پابرجاست، پیامدهای آن نیز باقی است. با تغییر جهان اجتماعی موجود، و در پی آن، برداشته شدن الزام‌هایش، جهان اجتماعی جدیدی شکل می‌گیرد و الزام‌های دیگری به دنبال می‌آورد که بر فعّالیت اجتماعی اعضای آن تأثیر می‌گذارد.

تحلیل کنید (صفحهٔ 47 کتاب درسی)

 

برابر مقررات، همراه داشتن جزوه و کتاب درسی در جلسۀ امتحان ممنوع است. فرصت‌ها و محدودیت‌های این ممنوعیت را تحلیل کنید.
فرصت‌ها: پیش‌بینی و برنامه ریزی برای کسب نمرهٔ بهتر، مطالعهٔ عمیق‌تر مطالب مربوطه، شناخت بهترِ توانمندی‌های علمی خود، بسط و گسترش عدالت علمی
محدودیت‌ها (تحدید‌ها): سختی فرایند امتحان، از دست دادن موقعیت برای کسب نمرهٔ بالاتر، بی اثر کردن مطالعهٔ سطحی

پیامدهای جهان اجتماعی فرصت‌اند یا محدودیت؟

برخی گمان می‌کنند پیامدهای جهان اجتماعی محدود کنندۀ افراد است و برخی دیگر معتقدند که فرصت‌های جدیدی برای انسان پدید می‌آورد. شما در این باره چه فکر می‌کنید؟

هر خانه‌ای نقشه‌ای دارد که یک معمار، آن را در قالب در و دیوار بنا می‌کند. بدون این اجزا، هیچ نقشه‌ای بر روی زمین تبدیل به خانۀ واقعی نمی‌شود. آیا یک خانه می‌تواند تنها از در، یا تنها از دیوار ساخته شده باشد؟ اگر صرفا از دیوار ساخته شده باشد، ورود و خروج به آن غیرممکن می‌شود و اگر همه‌اش در و پنجره باشد، امنیت و آرامش اهل خانه را تأمین نمی‌کند. اگر درها و دیوارها را فرصت‌ها و محدودیت‌های خانه فرض کنیم، هیچ خانه‌ای بدون این فرصت‌ها و محدودیت‌ها ممکن نمی‌شود. جهان اجتماعی نیز در قالب فرصت‌ها و محدودیت‌ها تحقق می‌یابد. منظور از فرصت‌ها و محدودیت‌های جهان اجتماعی چیست؟

فرصت‌ها و محدودیت‌های بزرگراه‌ها
فرصت‌ها و محدودیت‌های بزرگراه‌ها

قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را در نظر بگیرید. این قواعد را انسان‌ها وضع می‌کنند. اجرای این مقررات برای رانندگان و عابران محدودیت‌هایی پدید می‌آ‌ورد. آیا می‌توانید بعضی از این محدودیت‌ها را نام ببرید؟ به نظر شما اگر مقررات راهنمایی و رانندگی برداشته شود چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا در آن صورت رانندگان و عابران می‌توانند با ایمنی تردد کنند؟

بنابراین، مقررات راهنمایی و رانندگی با آنکه محدودیت‌هایی به وجود می‌آورند، عمل کردن به آنها، فرصت رفت و آمد ایمن و سریع را نیز به دنبال دارد.

به زبانی که مردم کی جامعه با آن صحبت می‌کنند، توجه کنید. این زبان، دستور و قواعد پیچیده‌ای دارد. مردمی که با آن سخن می‌گویند، باید قواعدش را بیاموزند و در چارچوب آن حرف بزنند. آنها نمی‌توانند هرگونه که دلشان بخواهد صداها، حرف‌ها، کلمات و جملات را به کار ببرند. با این حال همین محدودیت‌ها، فرصت ارتباط با هم زبانان و مبادلۀ معانی پیچیده را فراهم می‌آورد. بخش‌های مختلف جهان اجتماعی، فرصت‌ها و محدودیت‌هایی دارند. فرصت‌ها و محدودیت‌ها به یکدیگر وابسته‌اند و هیچکدام بدون دیگری محقق نمی‌شوند. به عبارت دقیق‌تر، فرصت‌ها و محدودیت‌ها، دو روی یک سکه‌اند.

هر جهان اجتماعی نیز براساس عقاید و ارزش‌های خود، افق‌ها و ظرفیت‌های جدیدی برای انسان فراهم می‌کند و ممکن است ظرفیت‌ها و توانمندی‌های دیگر بشر را نادیده بگیرد.

جهان‌های اجتماعی مختلف را می‌توان براساس آرمان‌ها و ارزش‌های آنها و نیز فرصت‌ها و محدودیت‌هایی که به دنبال می‌آورند، ارزیابی کرد.

تسلط بر طبیعت
بت پرستی

برخی از جهان‌های اجتماعی، استعدادها و سرمایه‌های معنوی انسان را نادیده می‌گیرند یا فرصت شکوفایی فطرت آدمی را فراهم نمی‌آورند. برخی دیگر، مانع بسط ابعاد دنیوی وجود انسان می‌شوند و نسبت به نیازهای مادی و دنیوی انسان بی‌توجه‌اند و با رویکرد دنیاگریز خود، از توانمندی‌های آدمی برای آباد کردن این جهان استفاده نمی‌کنند.

در فعالیت آخر درس اول از شما خواسته شده است آیه 38 سورۀ مدثر را تحلیل کنید. اکنون دوباره تلاش کنید و این آیه را دقیق‌تر تحلیل کنید.

گفت‌وگوکنید (صفحهٔ 49 کتاب درسی)

 

بدون تردید همۀ ما، حتی محروم‌ترین افراد - اگرچه به‌صورت نابرابر - از جهان اجتماعی و نظم اجتماعی حاصل از آن فوایدی به‌دست می‌آوریم؛ مثلاً فقیرترین فرد، در حد معقولی می‌تواند مطمئن باشد که در خیابان‌های شهر، اتومبیل‌ها در جهت معین شده حرکت خواهند کرد و یا اینکه هر غذایی که توان خریدش را از هر فروشگاهی داشته باشد در حد معقولی سالم و حلال خواهد بود. امّا هر کدام از این فواید هزینه‌ای در بردارد؛ برای مثال حرکت منظم اتومبیل‌ها، به این معنی است که ما نمی‌توانیم هرطور که بخواهیم رانندگی کنیم بدون اینکه جریمه شویم. امنیتی که ما از آن برخورداریم و در خیابان مورد هجوم قرار نمی‌گیریم هزینه‌اش این است که ما نمی‌توانیم هر از چند گاهی که هوس کردیم به دیگران حمله کنیم.

البته اینها به این معنی نیست که بگوییم نظم اجتماعی ما را از آزادی محروم می‌کند. اتفاقاً آزادی ما تنها با وجود نظم اجتماعی امکان‌پذیر می‌شود. رابطه دوسویه نظم و آزادی از پیامدهای الزامی هر جهان اجتماعی است.

در طول تاریخ عدالت اجتماعی یکی از آرمان‌های اصیل انسانی بوده است. به نظر شما رابطه دو سویه نظم و آزادی در جامعۀ عادل چگونه است؟
در یک جامعۀ عادل، نظم و آزادی نه دشمن هم، بلکه تکمیل‌کنندۀ یکدیگرند. در چنین جامعه‌ای قوانین و نظم طوری تنظیم می‌شوند که از تجاوزِ قدرتمندان به حقوق دیگران جلوگیری کنند و همین، زمینۀ آزادی واقعی را برای همه فراهم می‌کند؛ یعنی افراد در چارچوب قانون عادلانه، هم احساس امنیت دارند و هم می‌توانند آزادانه فکر کنند، انتخاب کنند و زندگی‌شان را بسازند. هر جا نظم بدون عدالت باشد، به محدودیت و خفقان تبدیل می‌شود و هر جا آزادی بدون نظم باشد، به هرج‌ومرج و پایمال شدن حقوق ضعیف‌ترها می‌انجامد؛ پس در جامعه عادل، نظم عادلانه، محافظ آزادی است و آزادی مسئولانه، معنای درست نظم را زنده نگه می‌دهد.

بخوانیم و بدانیم

تار عنکبوت محکم‌ترین مادۀ زیستی است که تاکنون شناخته شده است. تارهای ابریشمیِ سازندۀ خانۀ عنکبوت، از فولاد هم محکم‌ترند. یک تار بلند عنکبوت پیش از پاره شدن تا پنج برابر طول خود کشیده می‌شود. اگر یک عنکبوت، تاری به ضخامت انگشت شست می‌ساخت می‌توانست یک هواپیمای جمبوجت را به آسانی حمل کند. شکل خانۀ عنکبوت نیز شگفت‌انگیز و به شکل دایره‌های متحدالمرکزی است که با شعاعی به هم متصل شده‌اند و با چسبندگی خود توان به دام انداختن حشرات را دارند. با این حال چرا قرآن آن را سست‌ترین خانه‌ها توصیف کرده است؟ (سورهٔ عنکبوت، آیهٔ 41) خانۀ عنکبوت و نه تارهای آن، سست‌ترین خانه‌هاست؛ زیرا عنکبوت را نه از گرمای خورشید محافظت می‌کند و نه از سرمای زمستان. سایۀ کافی ایجاد نمی‌کند و در برابر باران، تند باد و خطر مهاجمان قادر به محافظت از او نیست. این خانه از دوستی و مهربانی نیز تهی است؛ در برخی عنکبوت‌ها جنس ماده، جنس‌نر را می کُشد. در برخی حالت‌ها عنکبوت ماده بی‌رحمانه بچه‌های خود را می‌خورد. وقتی بچه عنکبوت‌ها از تخم بیرون می‌آیند، خود را در یک مکان بسیار شلوغ، داخل کیسه تخم می‌بینند. این خواهرها و برادرها به خاطر غذا یا فضا با هم درگیر می شوند و یکدیگر را می‌کشند.

خدا زندگی انسان‌هایی را که غیر خدا را به دوستی و سرپرستی می‌گیرند، همچون کسانی می‌داند که به خانۀ سستی، همچون خانۀ عنکبوت پناه برده‌اند.

تأمّل کنید (صفحهٔ 50 کتاب درسی)

 

فرصت‌ها و محدودیت‌ها یا بایدها و نبایدهای جهان اجتماعی به‌صورت حقوق و تکالیف افراد ظاهر می‌شوند. حقوق و تکالیف، به یکدیگر وابسته‌اند و هیچ‌کدام بدون دیگری محقق نمی‌شوند. برای شناخت عمیق‌تر فرصت‌ها و محدودیت‌های جهان اجتماعی، چند نمونه از حقوق و تکالیف خود را به‌عنوان عضو خانواده، مدرسه و کشور جمهوری اسلامی ایران نام ببرید.
به‌عنوان عضو خانواده، من حق محبت، احترام و امنیت عاطفی دارم و در مقابل وظیفه دارم با احترام، همکاری و مسئولیت‌پذیری در کارهای خانه و حفظ آرامش خانواده سهیم باشم. در مدرسه حق آموزش، پرسش، استفاده از امکانات آموزشی و برخورد محترمانه را دارم و در برابر باید نظم را رعایت کنم، تلاش درسی داشته باشم و به قوانین و معلمان و حقوق دیگر دانش‌آموزان احترام بگذارم. در کشور جمهوری اسلامی ایران حق امنیت، برخورداری از خدمات عمومی، آزادی مشروع و حفظ کرامت انسانی دارم و در مقابل وظیفه دارم قانون‌مدار باشم، در حفظ اموال عمومی و رعایت حقوق دیگر شهروندان بکوشم و در حد توان برای پیشرفت کشور نقش ایفا کنم.

فرصت‌ها و محدودیت‌های جهان متجدّد کدام‌اند؟

منظور از جهان متجدّد، غرب بعد از رنسانس یعنی جهان غرب چهارصدسال اخیر است. اندیشمندان مختلف دربارۀ ویژگی‌های این جهان اجتماعی گفت‌وگوهای بسیاری کرده‌اند و فرصت‌ها و محدودیت‌هایی را که این جهان برای بشریت به وجود آورده است، برشمرده‌اند. به نظر شما ویژگی‌های این جهان کدام‌اند؟

جهان‌های اجتماعی را براساس فرهنگ آنها به دو نوع دنیوی و معنوی تقسیم می‌کنند:

- جهان دنیوی دارای فرهنگ دنیوی است. به فرهنگ دنیوی «فرهنگ سکولار» نیز می‌گویند و منظور از آن، فرهنگی است که عقاید و ارزش‌های آن، مربوط به همین جهان است. در این فرهنگ، جهانِ دیگر انکار می‌شود یا در محدودۀ منافعی که برای خواسته‌های این جهانیِ بشر دارد، پذیرفته می‌شود. جهانِ دنیوی همۀ ظرفیت‌ها و استعدادهای انسان را در خدمت دنیا به کار می‌گیرد و ظرفیت‌ها و خواسته‌های معنوی انسان‌ها را به فراموشی می‌سپارد.

- جهانِ معنوی، فرهنگ معنوی دارد. این فرهنگ، هستی را فراتر از طبیعت می‌بیند و زندگی این جهان را در سایۀ حیات برتر، مقدّس و متعالی می‌گرداند. انسان در این فرهنگ از محدودۀ مرزهای این جهان عبور کرده، چهره‌ای آسمانی و ملکوتی پیدا می‌کند.

جهان معنوی دو نوع توحیدی و اساطیری دارد. فرهنگ اسلام و انبیای الهی که تفسیری توحیدی و الهی از انسان ارائه می‌دهند، فرهنگ جهان توحیدی است، اما جهان اساطیری، فرهنگِ اساطیری دارد که به خداوندگاران و قدرت‌های فوق طبیعی قائل است و محصول انحراف بشر از فرهنگ توحیدی است.

این سه جهان چه تصویری از طبیعت دارند و چگونه با آن تعامل می‌کنند؟

در جهان اجتماعی دنیوی، طبیعت هیچ‌گونه معنا، هدف و غایتی ندارد و صرفا ماده خامی در اختیار انسان است که می‌تواند به میل خود در آن دخل و تصرف کند. بهره‌وری‌های بی‌نظیر کنونی و بحران‌های زیست‌محیطی کنونی در دنیا محصول همین دیدگاه است.

جهان اساطیری طبیعت را قلمرو قدرت‌های فوق طبیعی و محصور رازها و افسون‌های آنها می‌بیند و با طرد دانش ابزاری متناظر با طبیعت، امکان بهره‌وری معقول انسان از طبیعت را دور از دسترس می‌سازد. منع انسان از تناول گیاهان و حیوانات، نمونه‌ای از این محدودیت‌هاست.

در جهان توحیدی، طبیعت موجودی زنده و آیت و نشانه خداوند حکیم و به خواست او مسخر انسان است و انسان خلیفه الهی و مسئول عمران و آبادانی طبیعت است. تصرفات انسان در طبیعت مقید به ارادۀ حکیمانه الهی است.

جهان متجدّد، چه نوع جهان اجتماعی است و چه فرصت‌ها و محدودیت‌هایی دارد؟

یکی از متفکرانی که دربارهٔ ویژگی‌های جهان متجدّد اندیشیده، ماکس وبر جامعه‌شناس آلمانی است. او فرصت‌ها و محدودیت‌هایی را برای این جهان اجتماعی بر می‌شمارد:

جهان متجدّد، رویکرد دنیوی و این جهانی دارد و در جهت برخورداری از زندگی دنیوی و تسلط انسان بر این عالم گام برمی‌دارد.

در این جهان اجتماعی، آدمیان متوجه اهداف دنیوی‌اند و برای رسیدن به این اهداف، از علوم تجربی استفاده می‌کنند. این علوم با روش تجربی و فنّاوری حاصل از آن، قدرت پیش‌بینی و پیشگیری از حوادث و مسائل طبیعی همانند بیماری، زلزله، سیل و... و مسلط شدن بر آنها را به انسان می‌دهد.

قوت افرنگ از علم و فن است

از همین آتش، چراغش روشن است

اقبال لاهوری

به کارگیری علوم تجربی و فناوری حاصل از آن
به کارگیری علوم تجربی و فناوری حاصل از آن

در جهان متجدّد، کنش‌هایی که اهداف دنیوی را به وسیلۀ علوم تجربی تعقیب می‌کنند، به شدت رواج می‌یابند. رواج این دسته از کنش‌های حسابگرانۀ معطوف به دنیا، عرصه را بر سایر کنش‌های  انسانی، مانند کنش‌های عاطفی و اخلاقی تنگ می‌کند. این وضعیت، افراد خواهان تسلط براین جهان را به تدریج، اسیر نظام اجتماعی پیچیده‌ا‌ی می‌سازد که مثل قفس آهنین، همۀ ابعاد وجود آنان را احاطه می‌کند و فرصت رهایی از این قفس خود ساخته را از آنان می‌گیرد. از این روند، به از دست رفتن اراده و آزادی انسان‌ها یاد می‌شود.

در جهان متجدّد، عناصر معنوی و مقدس طرد می‌شوند و جهان، از هیچ گونه قداستی برخوردار نیست. جهان صرفا از مواد و موجودات خامی ساخته شده است که همه در اختیار و کنترل بشرند؛ به وسیلۀ او به کار گرفته می‌شوند، دگرگون می‌شوند و به مصرف می‌رسند و هیچ گونه قداستی ندارند.

در نگاهش آدمی آب و گل است

کاروان زندگی بی‌منزل است

اقبال لاهوری

جهان متجدّد فقط علومی را که با روش‌های تجربی به‌دست می‌آیند، علم می‌داند و علومی را که از روش‌های فرا تجربی (عقلانی و وحیانی) استفاده می‌کنند، علم نمی‌شناسد. با افول این دسته از علوم، امکان ارزیابی ارزش‌ها و آرمان‌های بشری -که پدیده‌های فرا تجربی‌اند و با علوم تجربی قابل مطالعه نیستند- از دست می‌رود و داوری دربارهٔ این امور، به تمایلات افراد و گروه‌های متفرّق سپرده می‌شود. آیا راهی برای ارزیابی فرصت‌ها و محدودیت‌های یک جهان اجتماعی وجود دارد؟

تفسیر کنید (صفحهٔ 53 کتاب درسی)

 

فیلم سینمایی «عصر جدید» را ببینید و تصویری را که چارلی چاپلین از انسان معاصر ارائه می‌کند، تفسیر کنید.
چارلی چاپلین انسان معاصر را موجودی نشان می‌دهد که در دل نظام صنعتی گرفتار شده است. انسانِ امروز برای رسیدن به اهداف دنیوی و اقتصادی، تحت فشار سرعت، نظم ماشینی و تولید انبوه قرار می‌گیرد و به‌تدریج مانند یک چرخ‌دنده در دستگاه عظیم صنعت عمل می‌کند. ماشین‌ها و نظام صنعتی به جای اینکه در خدمت انسان باشند، بر او مسلط می‌شوند و آزادی، احساسات، معنویت و روابط انسانی را کم‌رنگ می‌کنند. چاپلین نشان می‌دهد که انسان در جهان متجدد با اینکه تصور می‌کند پیشرفت کرده، در واقع در «قفس آهنین» گرفتار شده و اراده‌اش تضعیف می‌شود و هویت انسانی‌اش آرام‌آرام قربانی عقلانیت ابزاری و سودجویی بی‌پایان می‌گردد.

مفاهیم اساسی (صفحهٔ 54 کتاب درسی)

 

جهان متجدد، سهم مردگان در ساخت جهان اجتماعی، فرصت، محدودیت (تحدید)، فرهنگ معنوی، فرهنگ دنیوی، فرهنگ سکولار، جهان توحیدی، جهان اساطیر و تصویر انسان معاصر

خلاصه کنید (صفحهٔ 54 کتاب درسی)

 

 هر جهان اجتماعی فرصت‌ها و محدودیت‌هایی دارد.
- در جهان اجتماعی امروز، فرصت‌ها و محدودیت را گذشتگان ما پدید آورده‌اند.
- با تغییر و رشد آگاهی افراد انسانی تغییر جهان اجتماعی صورت می‌گیرد.
- از نظر فرهنگی جهان‌های اجتماعی یا دنیوی هستند یا معنوی.
- فرهنگ جهان معنوی اسلام، فرهنگ توحیدی است.
- فرهنگ جهان دنیوی، فرهنگ سکولار است.
- جهان متجدّد جلوه‌ای از جهان اجتماعی دنیوی است.
- جهان اساطیری حاصل انحراف بشر از فرهنگ توحیدی است.
- جهان متجدّد بر وجود انسان قفس آهنینی ساخته است که حتّی فرصت رهایی از آن را نیز ندارد.

آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 54 کتاب درسی)

 

در این درس آموختیم که جهان اجتماعی را انسان‌ها با آگاهی و اراده می‌سازند، اما پس از ساخته شدن، پیامدهایی پدید می‌آورد که بر رفتار و انتخاب‌های انسان اثر می‌گذارد و به‌صورت فرصت‌ها و محدودیت‌ها ظاهر می‌شود. هر جهان اجتماعی مجموعه‌ای از حقوق و تکالیف برای اعضای خود به همراه دارد و آزادی تنها در چارچوب نظم اجتماعی امکان‌پذیر است. همچنین فهمیدیم که جهان‌های اجتماعی از نظر فرهنگی دو دسته‌اند: دنیوی و معنوی؛ فرهنگ اسلامی نمونه‌ای از جهان توحیدی است و جهان متجدد جلوه‌ای از جهان دنیوی و سکولار به شمار می‌رود. جهان متجدد با وجود فرصت‌هایی مانند پیشرفت علوم و فناوری، محدودیت‌هایی همچون غلبه کنش‌های صرفاً دنیوی و گرفتار شدن انسان در «قفس آهنین» را به‌دنبال دارد. در نهایت دریافتیم هیچ جهان اجتماعی کامل و بی‌نقص نیست و می‌توان آنها را براساس آرمان‌ها، ارزش‌ها و سطح فرصت‌ها و محدودیت‌هایی که برای انسان فراهم می‌کنند ارزیابی کرد.

درس 6: پیامدهای جهان اجتماعی